سلااااااااااام
خوبین؟
من ۳ ماه بود که نبودم.
درس داشتم .کنکور داشتم .
سخت بود خیلی سخت بود
اما حالا برگشتم.البته نه به طور کامل.اما از۲۸ تیر به طور کامل بر میگردم...
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :”متشکرم “و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
——————————————————————————–
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : “متشکرم ” و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
——————————————————————————–
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت : “قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” ، و گونه منو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
——————————————————————————–
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال …
ادامه مطلب
بعد از مدتها کش و قوس و اصرار و انکار و تلاش و کوتاهی بعضی و
بعضی دیگر ، بالاخره موفق شدیم حمایت قاطع مدیر رادیو جوان را برای
پخش یک برنامه خاص "اعضای حلقه وبلاگهای رادیو جوان" جلب کنیم .
این برنامه با نام "خداحافظی" سعی در ایجاد فضایی نه ساختارشکنانه
که آشنایی زدایانه دارد. خداحافظی از همه کندی ها ، ناامیدی ها ، بدی ها ، دلخوریها و ....
این برنامه در مجموع بین ۵ تا ۱۰ دقیقه زمان خواهد داشت و در صورت استقبال ، ۲بار در روز پخش میشود .
درباره این موارد هم درصورت تمایل پیشنهاد دهید:
۱- سردبیر
۲- تهیه کننده
۳- گوینده
۴- نویسنده(گان)
۵- بهترین زمانهای پخش
۶- فضای برنامه (طنز،جدی،...)
۷- نحوه مشارکت و تعامل اعضای حلقه وب با برنامه
- چنانچه "نام بهتری" به نظرتان میرسد دریغ نکنید.
با تشکر:fafa
نقل شده : يکی از اصحاب امير مؤمنان ( ع ) به نام همام
که مردی عابد و پرهيزکار بود به آنحضرت عرض کرد : ای امير مؤمنان پرهيزکاران را
برايم آن چنان توصيف کن که گويا آنان را با چشم مي نگرم اما امام ( ع ) در پاسخش
درنک فرمود: آن گاه فرمود : ای همام از خدا بترس و نيکی کن که خداوند با کسانی
است که تقوا پيشه کنند و با کسانيکه نيکوکارند ولی همام باين مقدار قانع نشد
[ و در اين باره اصرار ورزيد ]تا اينکه امام تصميم گرفت صفات متقين را مشروحا برايش
بازگو کند . پس از آن خدای را ستايش و ثنا نمود و بر پيامبرش درود فرستاد . سپس
فرمود : [2] اما بعد خداوند سبحان مخلوق را آفريد [3] در حاليکه از اطاعتشان بي
نياز و از معصيت آنان ايمن بود زيرا نه نافرمانی گناهکاران به او زيان مي رساند [4] و
نه اطاعت مطيعان به او نفعی مي بخشد . روزی و معيشت آنان را بينشان تقسيم
کرد و هر کدام را در دنيا به جای خويش قرار داد
آیه4:مهيا ساختن عذاب براي کافران
خداوند به انسانهاي کفور هشدار داده است که وسايل مجازاتشان از
هم اکنون فراهم است. در مجازات الهي ترديد نکنيد!
درمجازات انسانهاي کفور، عذاب و اسارت هردو با هم است (سلاسل و
اغلالا و سعيرا).
درتربيت انسان،نقش هشدار،بيش ازبشارت است.لذاقرآن
ابتداهشدارمي دهد و سپس بشارت.
کيفرهاي الهي داراي ملاک و معيارند (سلاسل و اغلالا و سعيرا).
هر انتخابي، نتيجه ي خود را به دنبال دارد (کفر،دوزخ و شکر، بهشت را
بدنبال دارد).
آیه3:نشان دادن راه سعادت به انسان
هدايت الهي، تمام موجودات عالم را در برگرفته است ولي براي
انسان به طور ويژه و مخصوص است. چون انسان علاوه بر هدايت
تکويني از هدايت فطري و تشريعي نيز برخوردار است (انا هديناه السبيل).
خداوند با هدايتهاي سه گانه مذکور با انسان اتمام حجت کرده است لذا
بهانه اي براي گمراهي و ضلالت نيست (انا هديناه السبيل).
آزمايش بدون هدايت و اختيار معنا ندارد (نبتليه...هديناه...اما شاکراً و
اما کفوراً).
راه درست، يکي بيش نيست (انا هديناه السبيل) (کلمه سبيل مفرد است).
هدايت، نعمتي عظيم و در خور سپاس است (اما شاکراً).
کساني که هدايت انبياء را نپذيرند، بالاترين مرتبه از کفر را مرتکب شده
اند (کفور، اوج کفر است).
پيمودن راه دين، شکر الهي و انحراف از آن، کفران و ناسپاسي است.
هرکس شاکر نباشد، کفور است، راه سومي وجود ندارد.
قبل از تشويق و تنبيه بايد راه درست و کار درست را نشان داد. (هديناه
السبيل اما شاکراً و اما کفوراً).
آیه2:آفرينش انسان از نطفه اي آميخته
1-قرآن در 12 مورد از آفرينش انسان از نطفه ياد کرده است تا هم قدرت خداوند معلوم شود و هم انسان دچار غرور و تکبر نشود.
2-در بوجود آمدن آدمي وجود پدر و مادر (زن و مرد) هر دو لازم و ضرورياند و صفات جسمي و روحي فرزند ترکيبي از صفات جسمي و روحي پدر و مادر خواهد بود(اَمشاج).
3- خداوند با صورتگري روي آب، قدرت نمايي ميکند (مِنْ نُطْفَةٍ اََمْشاج)
4-آفرينش انسان حکيمانه و هدفدار است (خَلَقْْنَا الانسانَ ...........ٍنَبْتَليه)
5- انسان، موجودي مسئول و مکلّف است. (نَبْتَليه)
6-همه انسانها در طول تاريخ، مورد آزمايش الهي واقع ميشوند(نَبْتَليه)
7-شنوايي و بينايي، دو مورد از مهمترين ابزارهاي شناخت حقايق ميباشند که خدا به انسان هديه کرده است.
8-ريشه همه ادراکات انسان، از ادراکات حسي اوست(ادراکات حسي، ما در همه معقولات است).
9- آزمايش و امتحان بدون شناخت و آگاهي ممکن نيست. (ٍنَبْتَليه ِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَص/�راً)
10-تقدّم سميع بر بصير (شنوايي بر بينايي) نشانه اهميت آن در شناخت است. (چنانچه در روانشناسي نيز به اثبات رسيده است).
آیه1:انسان موجودي غيرمذکور(ناچيز)
1-آفرينش آسمان و زمين پيش از آفرينش انسان بوده است.
2-جسم انسان پيش ار آن که روح در آن دميده شود براي مدت نامعلوم و کوتاهي بصورت کالبدي گلي موجود بوده است (در برخي از روايات مدت چهل سال و در برخي ديگر از روايات يکصد و بيست سال ذکر شده است).
3-معدوم ميتواند معلوم باشد اگر چه مذکور نباشد و معدوم را هم چيز (شيء) می نامند.
4-اگر لطف و عنايت خداوند شامل انسان نمي شد،اوهمچنان يک شيء معدوم و غيرمذکور بود.
5-انسان قبل از خلقتش در علم خدا ثبوتي داشت و سپس مخلوقي بالفعل شد و جزء خلايق مذکور گرديد.
6-هيچ کس جز خدا از آغاز و انجام جهان با خبر نيست(دَهْر)
7-همانطور که خداوند انسان را از موجودي معدوم به موجودي مذکور تبديل کرد و به او عزت و اعتبار بخشيد، همانطور نيز ميتواند او را خوار و ذليل و بي اعتبار نمايد پس به داشتههاي خود (زرو زور و ...) مغرور نشويم!
امام علی علیه السلام می فرمایند:
در شگفتم از کسی که می تواند استغفار کند و نا امید است «حکمت87»
عمل مستحب،انسان را به خدا نزدیک نمی گرداند اگر به واجب زیان رساند .
«حکمت 39»
دل های مردم گریزان است به کسی روی می آورند که خوشرویی کند
«حکمت 50»
خوشا به حال کسی که به یاد معاد باشد،برای حسابرسی قیامت کار کند، با قناعت زندگی کند و از خدا راضی باشد
«حکمت 44»
عید ، میعادی در زمان است. و فطر میثاقی با فطرت!
چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خودگمشده .
ندائی است برای توجه به خدای فراموش شده .
ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.
عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و تهذیب نفس ,عید ذکرهای شبانه,عید کنترل خواسته
ها ,عید محرومان وگرسنگان.
فطر چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد!
فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست.مهر قبولی انفاقهای به قصدقربت است .
پایان نامه دوره ی ایثار و گذشت است .
درود بر فطر فطرت, سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه ای
دیگر, که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.

